گرفته تر ز خزان دلم خزانی نیست

گرفته تر ز خزان دلم خزانی نیست
ستاره بار تر از چشمم آسمانی نیست


به حجم تنگ دلی های آفتابی من
مدار حوصله ی هیچ کهکشانی نیست

سزای پاکیت ای اشک! آستینی نیست
به سر بلندیت ای عشق! آستانی نیست

مرا که شانه ام از حمل آفتاب خم است
به جزپناه دو دست تو سایبانی نیست

به سوگواری این چشمهای سرگردان
به غیر چشم سیاه تو نوحه خوانی نیست


به غیر تسلیت چشمهای دلسوزت
مرا نیاز تسلی به همزبانی نیست...
دیدگاه ها (۵)

بغلت گـــریهٔ خامــــوش چه حالـــی داردغـــزل و بوسه و آغـــ...

بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را ک...

ﺁﻏﻮﺵ ﺗــــــــﻮ ...ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺳﺖ !!ﺁﻏﻮﺵ ﺗـــــــﻮ ...ﺗﺮﺱﻫ...

این که باید فراموش ات می کردم را هم فراموش کردم تو تکراری تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط