عاشقم در غم عشق تو بلانوش منم

عاشقم در غم عشق تو بلانوش منم
میسرایم غزل و شاعرِخود جوش منم

شب عید است همگان غرق تکاپوی دِلند
مدتی هست که با یادت هم آغوش منم

اهل دل با شب عید غرق فراموشی غم
تا سحر غرق دو چشمت زسر دوش منم

خاطر خسته ی من مست دوچشمان تو است
جلوه ی ماه تورا سایه ی مه پوش منم

شب سحر گشت و سحرگاه به آخر برسد
چون ''غریب''-ی وسط کلبه ی خاموش منم

ای که یادت دل آشفته ی ما خون بکند
من تورا یادم و از یاد فراموش منم
دیدگاه ها (۱)

@taninعاشقم در غم عشق تو بلانوش منم میسرایم غزل و شاعرِخود ج...

وای بر من كه به هر لحظه تو را می‌ بینمای غم حسرت رویای شب شی...

وای بر من كه به هر لحظه تو را می‌ بینمای غم حسرت رویای شب شی...

عید من جای سماق و سمنو خنده ی تو سبزه ی سفره ی من روی فریبند...

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشودمثل یک قهوه که از تلخی آن ک...

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشودمثل یک قهوه که از تلخی آن ک...

💕 💕 💕 💕 💕 عید من جای سماق و سمنو خنده ی تو سبزه ی سفره ی من ...

عید من جای سماق و سمنو خنده ی تو سبزه ی سفره ی من روی فریبند...

می نشینم در خیالم با تو خلوت میکنم،خاطراتت را به صرف چای دعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط