عاشقم در غم عشق تو بلانوش منم

عاشقم در غم عشق تو بلانوش منم
میسرایم غزل و شاعرِخود جوش منم

شب عید است همگان غرق تکاپوی دِلند
مدتی هست که با یادت هم آغوش منم

اهل دل با شب عید غرق فراموشی غم
تا سحر غرق دو چشمت زسر دوش منم

خاطر خسته ی من مست دوچشمان تو است
جلوه ی ماه تورا سایه ی مه پوش منم

شب سحر گشت و سحرگاه به آخر برسد
چون ''غریب''-ی وسط کلبه ی خاموش منم

ای که یادت دل آشفته ی ما خون بکند
من تورا یادم و از یاد فراموش منم
دیدگاه ها (۱)

شده دلتنگ شوی، فاصله فرسنگ شودیاد شیرین کسی تیشه ی هرسنگ شود...

‌ بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت...

آمدم پیش دوچشمانت بمیرم نیستیازشفای بوسه‌ات‌حاجت‌بگیرم نیستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط