زنی، در
شعرهای من،
عروس فصل باران است
دل پاییزی‌اش دائم، اسیر
برگ‌ریزان است

اگر چه
چون گلی
زیباست این بانوی بارانی
چنان از عشق ترسیده، که از بودن
پشیمان است

#مهتاب_بهشتی
دیدگاه ها (۳)

🌾🌿آن‌قدر می‌خندم که اشکم دربیایداین هم به نوعی گریه با سبک ج...

👣💔آنچه من خورده امازحد خودم بیشتر است...!! 😢#علیرضا_آذر

🐌🌵بـہ سࢪاغ مـݩ اگࢪ مےآیـید،نࢪم و آهستـہ بیایید، مبادا کـہ تࢪ...

💕💖💕من قصه تورا تا ابد،اینگونه آغاز میکنم:یکی بود؛ هنوزم هست،...

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

فصل ۲۰۵: سایه‌های گذشتهیک شب بارانی، آلستور گاد در اتاق مطال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط