همه چی داشت خوب پیش میرفت

همه چی داشت خوب پیش میرفت

همو میخواستیم

داشتیم عاشق هم میشدیم

باهم راحت بودیم

همه چیه همو میدونستیم

تا اینکه
.
.
.
.
.
.
عکس یهوییشو گذاشت...
دیدگاه ها (۲)

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟗جیمین دستشو بین موهای میا گذاشت و صورت می...

#دختر #پسر #عشق #رابطه #پول #روانشناسی #روانشناسی_زوجین #رشد...

پارت ۳ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه صبح_جونگکوک:زنگ تفریح بود و داشتیم ...

سناریو میتسویا پارت اخر

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

P26F2پسرا با دخترا رو درو میشنپسرا:ااااااااااااانیا:زهرماررر...

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

اس یک: عاشق استراتژی هاشونماس دو: خیلی رندوم: ایشونم خوشگله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط