همیشه دوست داشتم بدونم, دوست داشتن چه شکلیه, اصلا چه جوری

همیشه دوست داشتم بدونم, دوست داشتن چه شکلیه, اصلا چه جوریه, چی هست. یه روز به خودم اومدم دیدم:
((توی یه دنیا دوست داشتن گیر کردم)) . هر کس رو میدیدم مهربون بود و از نظر اخلاقی همون ایده آل آرزوهای من. تا وقتی من توی دنیای اونا تماشاچی بودم, همه این مهربونیا ادامه داشت.
اما هروقت به آداب و رسوم خودشون در خونشون رو زدم می دیدم, همون آدمهای مهربون منو از خونشون بیرون کردن. این سرنوشت منه.
دیدگاه ها (۱)

‏ڪشـور گشـایـی فقـط تسخیـر قلبـِ ^_^

گلمه قارانیق گجه لر طاقتیم بوخدور گجه لرگوزلریم توکسه یاشینی...

ڪم نـہ ، زیاد میخواهمت آنقدر ڪـہ در تمام خاطرہ هایم تو باش...

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

بهار بدون تو

free from the court (p12)

«گاهی شرایط زندگی جوری پیش میره که مجبوری یه چیزی که دوست دا...

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

~🐨: توی کنسرت‌ها خیلی وقت‌ها وقتی به بخش اَنکور می‌رسیم، سرا...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط