دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم

دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم
رفتم داخل گفتم: آقا ببخشید جوجه دارید..؟



گفت: آره داریم.
گفتم: بهش آب و دونه بدین نمیره.


تا آخر خیابون با لنگه کفش دنبالم بود بی جنبه...! 
دیدگاه ها (۲)

" مکالمه "لیا : الو کوک : سلام خوبی ؟لیا : آره مرسی تو خوبی ...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

love and the moon Part 4 ویو یونا به سمت پاساژ رفتم و لباس ...

part ۷

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط