"رفتن" !

"رفتن" !

رفتن که بهانه نمیخواهد ،

یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی
دلخوشیهای انکار شده ...

رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ
بی چمدان هم میروی !


"ماندن" !

ماندن اما بهانه می خواهد ،

دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی،دوستت دارمهایی
که می شنوی اما باور نمی کنی،یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...


وقتی بخواهی بمانی,..
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بینی و بهانه اش می کنی برای نرفتنت،....

آمدن دلیل می خواهد

ماندن بهانه

و رفتن هیچکدام ... !!.
دیدگاه ها (۱)

تا خدا فاصله ای نیست بیا با هم از پیچ و خم سبز گیاه تا ته پ...

عارفی را گفتند : دنیا را چگونه می بینی ؟ گفت : آنچنان که بدو...

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که...

عابد تاجوان را دید سربه آسمان بلندکرد وگفت: خدایا مرادرقیام...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹².𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.وارد عمارت که شدند...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 138✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط