Another world

part: 25
صدای در شنیدم و بعلههه جناب کیم تشریف اوردن
-:چطوری قشنگگ

و یه دسته گل جلوم گرفت
:ولی تهیونگ این خیلی خیلی قشنگهه
-:البته که از تو قشنگ تر نیست خانومم
از شدت هیجان بغض کردم و محکم خودمو انداختم تو بقل تهیونگ و متقابلا بقلم کرد
:برو لباسات رو عوض کن بیا ببین چیا اماده کردمم

تهیونگ رفت و لباس هاش رو عوض کرد و اومد پایین من منم غذا هارو گزاشتم و نشستم
-:خیلی خیلی زیبا شدی و میز رو هم خیلی زیبا اماده کردی

خجالت زده سرمو پایین انداختم و بعد گفتم: خب حالا بخور ببین چطوره
یه کم از غذا خورد و گفت: هوممم بهترین غذاییه ‌که تو زندگیم خوردم

دیگه حرفی نزدیم و مشغول خوردن غذا شدیم بعد غذا هم موزیک گزاشتیم و شروع کردیم به رقصیدن

-:خیلی دوست دادم خانومم
:من بیشتر جنابه کیم
-:یه سوپرایز برات دارم
:چی؟
-:یه راه پیدا کردم جیمین ولمون کنه

بعدش زانو زد و جعبه ای از جیبش در اورد و بازش کرد
-:با من ازدواج میکنی تا همه زندگیم بشی و همیشه پیشم باشی؟

خیلی خیلی شوکه شدم و ناباورانه دست تهیونگ رو گرفتم و بلندش کردم
بعد پریدم تو بقلش و بلند گفتم: بله بله بله بله کیمممم
تهیونگ اول انگشترم رو دستم کرد و بعد بقلم گرفت و تو هوا چرخوند

توی همین حین بودیم که صدای در اومد
:منتظر کسی بودی تهیونگ؟
-:نه

و جیمین وارد شد و با دیدن ما اخماش توی هم رفت

جیمین: اینجا چه غلطی میکنید؟
-:هیشش صداتو برا منو زنم بالا نبر
جیمین پوزخند عصبی ای زد و نزدیک تر شد: زنم؟ داداش کوچیکه مگه نگفتم ازش دور بمون ها؟؟
جمله اخرش رو با داد گفت
: جیمین بیخیال شو دیگه همچی تمومه

جیمین که خون جلو چشاشو گرفته بود اومد و دستمو کشید و داشت میبردم که تهیونگ اومد سمتم تا نجاتم بده
بعد جیمین برگشت و اول مشتی زد تو صورت تهیونگ بعد حولش داد که تهیونگ افتاد و خورد به میز نهار خوریه شیشه ای که من روش کلی غذا تدارک دیده بودم و میز و همچی شکست و تهیونگ بی حرکت افتاد

با ترس قدمی به سمت تهیونگ برداشتم و تکونش دادم

:ت....تهیونگا...خوبی؟
سر تهیونگ رو تکون دادم که دیدم کلی خون داره از سرش میره
ترسیدع دستم رو رویه نبضش گزاشتم و چک کردم
بعد بلند شدم و به سمت جیمین رفتم و مشتم رو محکم تو سینش فرود اوردم و عربدع کشان گفتم
:راحت شدی حرو*مزاده؟؟؟ ببین...ببین چقد نبضش ضعیفه، بخدا اگر بلایی سرش بیاد بدجور عذابت میدم

و با گریه و شوک فراوان به سمت گوشیم رفتم و با امبولانس تماس گرفتم و اونا خودشونو سریع رسوندن

برای تنها نزاشتن تهیونگ یه کت پوشیدم و همراهش با امبولانس رفتم و جیمین از پشت با ماشین دنبالمون میومد
__________
پارت قبلوبعد:
https://wisgoon.com/min.mare
دیدگاه ها (۰)

Another world

Another world

Another world

Another world

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط