خلاصه رمان:
خلاصه رمان:
《Custom kiss》
جئون جونگ کوک مُلقب به خان زاده
و پسر خان...
پدر جئون یه مافیاست که برای مراقبت از ارث و میراثش و مراقبت از خانوادش، پسرش جئون رو برای مافیا شدن آماده میکنه؛ درست مثل خودش...
ولی این وسط یچیزی تغییر میکنه اما بنظرتون اون چی میتونه باشه؟!
و اما از این طرف آقای کیم هونگ ووی
یعنی پدر تهیونگ>>
پدری که دسته کم نجار و پسرش چرم دوز و کیف دوز...
تهیونگ از بچگی با پدرش بزرگ شده و مادری نداره...
یعنی در اثر حادثه ای مشکوک و ناباور از دستش میده
و اون موقع تهیونگ فقط۱۰ سالش بود
و خب بطور خیلیی کم حادثه های از مرگ مادرش رو یادشه ولی به خودش اعتماد نداره...
تهیونگ به دلیل فقر بیش از حد خودش و پدرش، شروع به کار میکنه...
از سن کم حدود۱۲ خیاطی کردن را تمرین میکند و از آموخته های مادرش که وقتی زنده بود به او یاد میداد، استفاده میکند
و سن ۱۸ سالگی شروع به کیف دوزی و چرم دوزی میکند
تهیونگ کم کم نسبت به پدرش اوضاع مالیش خوب میشه و یه دکان مخصوص به خودش اجاره میکند...
و اما حالا از این طرف:
خانواده جئون؛ خانواده ای پنج نفره که
یک خواهر کوچیک (ساحره)
و خود جئون
پدرش (هیون جونگ)
و مادرش ( کیون جی جیهو)
و از همه مهم تره نوناشون
یعنی عمه ی خانواده و آقای هیون
(خانم بکی جونگ)
[اما جالب است که بدانید تهیونگ و جونگ کوک تا به الان هم را درست حسابی ندیده ان و درست هم را نمیشناسن]
داستان از جای شروع میشود که آقای هونگ ووی قبل از بدنیا امدن پسرش یعنی تهیونگ؛ خدمتکار/خدمه/نوچه و از همه مهم تر دست بوس خانواده جئون بودند... و اما از این طرف خانواده جئون دنبال شوهر و وارثی برای دخترشان ساحره میگردند که صاحب وارث کوچیکی شوند که تا در آینده نصفی از اموال را به وارث منتقل کنند
اما بنظرتون شوهر این خاندان کی میتونه باشه؟
یا اصلا براشون مهمه که خانواده دامادشون افراد بالا مقام یا مُتُشَخَصی
باشن؟!
و یا اصلا وارثی در این داستان وجود دارد؟ که بخواهند ارث شان را واگذار کنند؟!
و از اینجاست که داستان ما به عشق بین این دوتا و خانواده های این دوتا گره میخوره
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
^پایان^
به احتمال زیاد متاسفانه شاید نتونم فردا پارت۱ رو براتون آپلود کنم چون بیرونم💆♀️ 😭 ولی اگه تونستم و خالم خوب بود براتون میزارم
《Custom kiss》
جئون جونگ کوک مُلقب به خان زاده
و پسر خان...
پدر جئون یه مافیاست که برای مراقبت از ارث و میراثش و مراقبت از خانوادش، پسرش جئون رو برای مافیا شدن آماده میکنه؛ درست مثل خودش...
ولی این وسط یچیزی تغییر میکنه اما بنظرتون اون چی میتونه باشه؟!
و اما از این طرف آقای کیم هونگ ووی
یعنی پدر تهیونگ>>
پدری که دسته کم نجار و پسرش چرم دوز و کیف دوز...
تهیونگ از بچگی با پدرش بزرگ شده و مادری نداره...
یعنی در اثر حادثه ای مشکوک و ناباور از دستش میده
و اون موقع تهیونگ فقط۱۰ سالش بود
و خب بطور خیلیی کم حادثه های از مرگ مادرش رو یادشه ولی به خودش اعتماد نداره...
تهیونگ به دلیل فقر بیش از حد خودش و پدرش، شروع به کار میکنه...
از سن کم حدود۱۲ خیاطی کردن را تمرین میکند و از آموخته های مادرش که وقتی زنده بود به او یاد میداد، استفاده میکند
و سن ۱۸ سالگی شروع به کیف دوزی و چرم دوزی میکند
تهیونگ کم کم نسبت به پدرش اوضاع مالیش خوب میشه و یه دکان مخصوص به خودش اجاره میکند...
و اما حالا از این طرف:
خانواده جئون؛ خانواده ای پنج نفره که
یک خواهر کوچیک (ساحره)
و خود جئون
پدرش (هیون جونگ)
و مادرش ( کیون جی جیهو)
و از همه مهم تره نوناشون
یعنی عمه ی خانواده و آقای هیون
(خانم بکی جونگ)
[اما جالب است که بدانید تهیونگ و جونگ کوک تا به الان هم را درست حسابی ندیده ان و درست هم را نمیشناسن]
داستان از جای شروع میشود که آقای هونگ ووی قبل از بدنیا امدن پسرش یعنی تهیونگ؛ خدمتکار/خدمه/نوچه و از همه مهم تر دست بوس خانواده جئون بودند... و اما از این طرف خانواده جئون دنبال شوهر و وارثی برای دخترشان ساحره میگردند که صاحب وارث کوچیکی شوند که تا در آینده نصفی از اموال را به وارث منتقل کنند
اما بنظرتون شوهر این خاندان کی میتونه باشه؟
یا اصلا براشون مهمه که خانواده دامادشون افراد بالا مقام یا مُتُشَخَصی
باشن؟!
و یا اصلا وارثی در این داستان وجود دارد؟ که بخواهند ارث شان را واگذار کنند؟!
و از اینجاست که داستان ما به عشق بین این دوتا و خانواده های این دوتا گره میخوره
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
^پایان^
به احتمال زیاد متاسفانه شاید نتونم فردا پارت۱ رو براتون آپلود کنم چون بیرونم💆♀️ 😭 ولی اگه تونستم و خالم خوب بود براتون میزارم
- ۲۳۵
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط