افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرم
افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرم
گم گشته ی پهنایِ کـــویرم که اسیرم
بیــزارم از این زندگیِ بی سرو سامان
از مــزه ی این واقعه سیرم که اسیرم
در عصر تجـدد شده ام غـرق خرافات
در وسعـت اندیشه فقیــرم کـه اسیرم
گوشم شده دروازه ی هــر ساز بدآواز
درگیــرِ صدای بـم و زیـرم کــه اسیرم
جـــایی کـه نباشد نفسی بالِ پـریــدن
هــر ثانیــه بایـد بپـذیــرم کــه اسیرم
ای خاک پناهم بده از مهـر و عطوفت
یک لحظه در آغوش بگیرم که اسیرم
وقتی مـــنِ دل خسته نبینم عسلم را
باید که همان لحظه بمیرم کـه اسیرم
گم گشته ی پهنایِ کـــویرم که اسیرم
بیــزارم از این زندگیِ بی سرو سامان
از مــزه ی این واقعه سیرم که اسیرم
در عصر تجـدد شده ام غـرق خرافات
در وسعـت اندیشه فقیــرم کـه اسیرم
گوشم شده دروازه ی هــر ساز بدآواز
درگیــرِ صدای بـم و زیـرم کــه اسیرم
جـــایی کـه نباشد نفسی بالِ پـریــدن
هــر ثانیــه بایـد بپـذیــرم کــه اسیرم
ای خاک پناهم بده از مهـر و عطوفت
یک لحظه در آغوش بگیرم که اسیرم
وقتی مـــنِ دل خسته نبینم عسلم را
باید که همان لحظه بمیرم کـه اسیرم
- ۱.۱k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط