تنهایی ....

تنهایی ....
برف نیست که بنشیند و آب شود...
باران نیست که به شیشه دلت بزند و اندوهت را ببرد....
تنهایی درخت است...
ریشه می دواند در جانت....
قدمیکشددرخیالت...
بهار گل میدهد به دلتنگی...
تابستان، کلافگی هایت میوه میشود...
پاییز می ریزد به دیوانگی...
و زمستان به مرگ می کشاندت...
و تو...چهار فصلت را هوای پریشانی می گیری و
اکسیژن بی تابی پس میدهی...
دستانت همیشه گشوده ست...
شایددرآغوش بگیردت ...
فصل پنجمی به نام
عشق....!!!
دیدگاه ها (۳)

وقتی چاره ای نمی ماند!وقتی فقط میتوانی بگوییهرچه بادابادحتی ...

ﻫﯿــــــﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳــــﺖ ﺩﺍﺷــــﺘﻦ ﻫــــﺎﯼِ ﭘــــﺮﺩﻟﯿـــــﻞ ﺭﺍ...

خُــــــــــدایا جُــــــــــورِی دَســــــــــٺَم را بِــــ...

گاهي برو... گاهي بمان ...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

تنهایی ....برف نیست که بنشیند و آب شود...باران نیست که به شی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط