لطفی کن و در خلوت محزون من

لطفی کن و در خلوت محزون من
ای دوست

آرام و قرار دل دیوانه ی من باش
دیدگاه ها (۱)

اگر هنوز من آواز آخرین توام ،بخوان مرا و مخوان جز مرا که می ...

آنجاکه به عشاق دهی درد محبتدردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن

شب سردیست و من با دل سردبه خودم می گویم :خبری نیست ، بخواب !...

گویند که معشوق تو زشتست و سیاهگر زشت و سیاهست مرا نیست گناهم...

زلف لختت برده دل از هر مسلمان مذهبیدستِ کم لطفی کن و دل از م...

هر چه منت میکشی او بی محلی میکند ای دل دیوانه بس کن قحطی ادم...

زحد‌ بگذشت‌ مشتاقی و صبر اندر غمت‌ یارابه‌ وصل‌ خود دوایی‌ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط