💫

💫
اتفاقا مرگ نمی‌آید...
.
همینجا نشسته کنار تخت،
موهایت را دست می‌کشد تا بیدار شوی...
.
چای که می‌ریزی، قند بر لبت می‌گذارد...
.
پیراهنت را که می‌پوشی،
مرگ،
کمک می‌کند دستت را در آستین ببری...
.
در آینه،
تو سمتی از موهایت را شانه می‌کنی،
او سمت دیگرش را...
.
تو سیگار به دندان می‌کشی،
او فندک پنهان شده در جیب‌هایت را پیدا می‌کند...
.
باهم در خیابان قدم میزنید
تو راه میروی و او پا به پایت می‌خَزد...
.
بعد،
در لحظه ای که هرگز به خاطر نخواهی آورد،
در اوج صدای یک ارکستر سمفونیک پرشووور...
با تنه خوردن از یک اتومبیل،
در آغوشش می‌افتی...
.
بلندت می‌کند
لباس هایت را می‌تکاند
و دست در دست هم، به راهتان ادامه می‌دهید...
دیدگاه ها (۲۹)

سناریو: ماه سرخ

اتفاقا مرگ نمی آید . . . !همینجا نشسته کنارِ تخت!موهایت را د...

آن روزها با باران رفتاری مادرانه داشتیوقتی می آمدهول می شدی ...

حســـودم . . . .بــه انگشــت هایت ،وقتــی موهایــت را مرتب م...

عاشق که شدیبی هوا در آغوشش بگیربی بهانه صورتش را ببوسو دست ه...

این روز ها حالم را فقط تویی که نمی فهمی. تا می رسی به من تما...

https://telegram.me/nagofteha73 یک روز می اید که تو با چشم ه...

Me# گاهی دلت پر می کشد برای راه رفتن کنار ادمایی که هر یک س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط