بـــرای تصـــاحبت نمـی جنگـــم !

بـــرای تصـــاحبت نمـی جنگـــم !
احاطــه ات نمی کنـــم تــا مــال مــن شـــوی!
بـا رقیـــبان نمی جنگـــم !
بـــه قـــول دکتــــر انوشـــه کــه می گفـــت :
عشـــق تملـــک نیـــست، تعلــــق اســـت!
ولـــی اگـــر بیایــی و بمانـــی،
بـــرای بــا تـــو مانـــدن، بــا دنیــــا می جنـــگم...!!!
دیدگاه ها (۴)

╭──────────────────────────────╮بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مط...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

*بزرگ‌ترین مزرعه عقرب دنیا رو دارم. از کشورهای مختلف دعوتنام...

پارت 4آت:من فردا قبل از شروع مسابقه میام. امشب دیگه نمی‌تونم...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

سه پارتی✨سونوگرافی... صبح...هوای شهر خنک و دلپذیر بود.یک زوج...

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

یک بار از من پرسید: چقدر منتظر دریافت حقوق ماهیانه ات میمانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط