از یک دل غمگین و پر از درد نوشتم
از یک دلِ غمگین و پُر از درد نوشتم
از نـالـه کـه تـأثیـر نمی کرد نوشتم
از شُرشُرِ اشکم کـه ببـارد همـه شبها
از سـوزِ نفسگیرِ شـبِ سـرد نـوشتم
از زخـمِ زبـانت کـه اثر کرد بـه قلبم
تا فاصلـه هایی که شدم طَرد نوشتم
ازدوریِ جانـکاهِ تـو و قلـبِ شکسته
شـاعـر شدم و از دلِ شبـگرد نوشتم
از غصـهٔ شب هایِ درازی کـه نبودی
از یک زنِ تنهـا کـه کـم آورد نوشتم
صد حیف نشد باشی و همراه بمانی
از برگِ خزان دیده که شد زرد نوشتم
از نـالـه کـه تـأثیـر نمی کرد نوشتم
از شُرشُرِ اشکم کـه ببـارد همـه شبها
از سـوزِ نفسگیرِ شـبِ سـرد نـوشتم
از زخـمِ زبـانت کـه اثر کرد بـه قلبم
تا فاصلـه هایی که شدم طَرد نوشتم
ازدوریِ جانـکاهِ تـو و قلـبِ شکسته
شـاعـر شدم و از دلِ شبـگرد نوشتم
از غصـهٔ شب هایِ درازی کـه نبودی
از یک زنِ تنهـا کـه کـم آورد نوشتم
صد حیف نشد باشی و همراه بمانی
از برگِ خزان دیده که شد زرد نوشتم
- ۳.۸k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط