من آسمان پر از ابرهای دلگیرم

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم

من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هرچه زهر به خود می دهم نمی میرم

من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم

به دام زلف بلندت دچار و سردرگم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم

👤 فاضل نظری
دیدگاه ها (۲)

هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیستهر کجا پا می‌گذارم دامنی ...

چ شاعرانه است فریادشان زیر پاهایمان!گریه هایی ک روزی برای آر...

همی‌گذشت و نظر کردمش به گوشۀ چشم؛که یک نظر بِرُبایم..؛ مرا ز...

من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم اگر تو دلخوری از من ، من از خود...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من،من از خودم س...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم اگر...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم اگر تو دلخوری از من ، من از خود...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم ...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم اگر تو دلخوری از من ، من از خود...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم ...

من آسمان پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط