درسی به من آموخته ای یادم هست..

درسی به من آموخته ای یادم هست..
بیهوده نباید به کسی دل را بست..

چون دامن پر ز مهر در جایی نیست..
باید بکشم کنون ز هر دامن دست.

ویرانه مکن دل کسی با نیرنگ....
هر گز نتوان درون ویرانه نشست....

هرگز نهراسم از شکستن در راه....
صد درس گرفته ام ز صد گونه شکست..

تنها به امید دیدنت زنده منم...
با بوی گل تن تو میگردم مست..؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

درسی به من آموخته ای یادم هست.بیهوده نباید به کسی دل را ب...

درسی به من آموخته ای یادم هست..بیهوده نباید به کسی دل را ...

درسی به من آموخته ای یادم هست..بیهوده نباید به کسی دل را ...

درسی به من آموخته ای یادم هست..بیهوده نباید به کسی دل را ...

درسی به من آموخته ای یادم هست..بیهوده نباید به کسی دل را ...

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت!

ای غایب از نظر ...

اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت جانم بسوختي و به دل دوست دار...

چنین که برده شراب لبت ز دست مرامگر به دامن محشر برند مست مرا...

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط