آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است.
اما وقتی به آن می رسد می بیند
که هنوز همان دخترک پانزده ساله است
که موهایش سفید شده،
دورِ چشمهایش چین افتاده،
پاهایش ضعف می رود،
و دیگر نمی‌تواند پله ها را سه تا یکی کند..
و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند.
دیدگاه ها (۱۸)

اگه با مرور خاطره هاتون یه لبخند اومد رو لبت بدون هنوز #دوسش...

بـا رفتنـ عادمے کهـ وابستهـ شے🌀 یـا ساختهـ میشے🍃 یـا مچالهـ:...

خُــــــــــدایا جُــــــــــورِی دَســـــــــتَم را بِـــــ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕جعبه رو سریع انداختم یه...

دانشگاه مرگ پارت ۲۱

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 55 ✦...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط