دامِر دربارهٔ هشتمین قربانی‌اش،اِرنِست میلِر،گفت:

دامِر دربارهٔ هشتمین قربانی‌اش،اِرنِست میلِر،گفت:

«ما کل آخر هفته رو با هم گذروندیم. باورت میشه؟ دقیقاً مثل یه رابطهٔ واقعی بود! عشق بازی کردیم،توی پارک باهم قدم زدیم،موادغذایی خریدیم و با همدیگه غذا پختیم. برای یک لحظه، فقط و فقط یک لحظه،احساس کردم که همه چیز درست شده. احساس کردم زندگی‌ام عادیه. احساس کردم این یکی دیگه ترکم نمی‌کنه و لازم نیست به زور نگهش دارم. ولی وقتی یکشنبه شب شد،گفت که فردا صبح قراره با اتوبوس از اینجا بره. گفت که نمی‌تونه کارش رو وِل کنه. من می‌دونستم که نمی‌تونم تا همیشه به زور پیش خودم نگهش دارم، پس توی نوشیدنی‌اش قرص خواب‌آور ریختم و وقتی از حال رفت،برای آخرین بار باهاش رابطهٔ جنسی برقرار کردم. بعد هم کشتمش،دقیقاً مثل تمام آدمای قبلی کشتمش.»
دیدگاه ها (۰)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

𓆩♡𓆪 ریکشن BTS وقتی می‌خوان بهمون اعتراف کنن…ولی قبل از اینکه...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.40(روایت از زبان جونگ ک...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁷ویو: اتچند ثانیه به صفحه‌ی گوشی ...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

مهمونی خطرناکپارت: 24ویو جونگ‌کوک تماس رو قطع کردم و گوشیم ر...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p33هنوز از دیدن فلیکس شوکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط