زخم کهنه پارت

زخم کهنه پارت ۲۱

سومین لب برچید و ضعیف :گفت هر چی فشارش میدم بند نمیآد!

و دستش رو نشون داد بکهیون از بالا چند لحظه نگاهش کرد نوچی گفت و روی زانوهاش نشست کنارش بخاطر همین یه ذره زخم ؟ فکر کردم زخم شمشیری چیزی خوردی!

لبهای سومین هنوز برچیده بود و اصلا توی شرایطی نبود که بخواد براش توضیح بده همین یه ذره زخم دو تا دستمال خونی

تولید کرده

چند

لحظه به چشمهای براقش نگاه کرد و گفت: بلند شو بریم بهت

چسب زخم بدم!

اول خودش بلند شد و وقتی تعلل دختر نوجوان رو دید بازوش رو

گرفت و بلندش کرد.

سومین دهن باز کرد که تشکر کنه که دست بکهیونی که بازوش آهسته کشوندش سمت خودش و صداش رسما

رو

گرفته

بود

میخکوبش کرد چرا مراقب خودت نبودی عزیزدلم؟

چشمهاش درشت شدند و گیج نگاهش کرد. وات د فاک ؟
دیدگاه ها (۴)

زخم کهنه پارت ۲۲ چهار چند لحظه صورت جذابی که برای اولین بار ...

زخم کهنه پارت ۲۳ بیهوده ای !!! پدر دائم الخمرش بیاد یا برادر...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۷۳ فصل ۳ )میمیرماگه چیزیش بشه میمیرمهق...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۷۲ فصل ۳ )اگه من نباشم و نیامناباور ده...

زخم کهنه پارت ۴۸ تهیونگ آهسته حلقهی دستهاشو آزاد کرد. سومین...

زخم کهنه پارت ۴۶ تهیونگ هم حتما می آد بنابراین کیک رو برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط