Part
Part²
هوپی ویو
بغلش کردم
و بدنش شستم
و آوردم بیرون
رو صندلی گزاشمتش
و بوسه ای رویه سینه هاش گزاشتم
رو تختی جمع کردم
و لباسامو پوشیدم
و موهامو سشوار کشیدم
ات برداشتم و گزاشتم رو تخت
و پتو روش کشیدم
بعد لباساشو آوردم
اول لباس زیراشو پوشیدم
بعدش لباسای خودش
بغلش کردن و گزاشتم رو صندلی رو به روی میز لوازم آرایش
مثل این بچه هایی شده بود که راشی تیسم دارن
خیلی بیجون شده بود
رنگش هم پریده بود
راشی تیسم:نرمی استخوان
موهاشو سشوار کشیدم
و دوباره گزاشتمش رو تخت
رفتم بیرون
رفتم دارو خونه
مسکن براش گرفتم
و رفتم سومر مارکت
کلی چیپس
لواشک
بستنی
پفک
کرانچی
نوشیدنی
و خیلی چیز های دیگه گرفتم
بعدش رفتم عروسک فروشی و ۵ تا عروسک گرفتم
دیگه دیر شده بود
بیدار شه نگران میشه
ولی حس میکنم با کاری که من کردم اینا چیزی نیسن
رفتم خونه
دیدم داره گریه میکنه
نشستم رو تخت و گزاشتمش وسط پام و بهش قرص دادم
رو شکمم لش کرد
و شکمش ماساژ دادم
و ول وسایلا بهش دادم
چشماش با دیدن عروسکا برق زد.......
پایان خیالات خدوشی........
ممنون از چرت و پرتام حمایت کردین 🤭🤌
هوپی ویو
بغلش کردم
و بدنش شستم
و آوردم بیرون
رو صندلی گزاشمتش
و بوسه ای رویه سینه هاش گزاشتم
رو تختی جمع کردم
و لباسامو پوشیدم
و موهامو سشوار کشیدم
ات برداشتم و گزاشتم رو تخت
و پتو روش کشیدم
بعد لباساشو آوردم
اول لباس زیراشو پوشیدم
بعدش لباسای خودش
بغلش کردن و گزاشتم رو صندلی رو به روی میز لوازم آرایش
مثل این بچه هایی شده بود که راشی تیسم دارن
خیلی بیجون شده بود
رنگش هم پریده بود
راشی تیسم:نرمی استخوان
موهاشو سشوار کشیدم
و دوباره گزاشتمش رو تخت
رفتم بیرون
رفتم دارو خونه
مسکن براش گرفتم
و رفتم سومر مارکت
کلی چیپس
لواشک
بستنی
پفک
کرانچی
نوشیدنی
و خیلی چیز های دیگه گرفتم
بعدش رفتم عروسک فروشی و ۵ تا عروسک گرفتم
دیگه دیر شده بود
بیدار شه نگران میشه
ولی حس میکنم با کاری که من کردم اینا چیزی نیسن
رفتم خونه
دیدم داره گریه میکنه
نشستم رو تخت و گزاشتمش وسط پام و بهش قرص دادم
رو شکمم لش کرد
و شکمش ماساژ دادم
و ول وسایلا بهش دادم
چشماش با دیدن عروسکا برق زد.......
پایان خیالات خدوشی........
ممنون از چرت و پرتام حمایت کردین 🤭🤌
- ۳.۲k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط