دل می‌بریّ و روی نهان می‌کنی چرا؟

دل می‌بریّ و روی نهان می‌کنی چرا؟
خود می‌کُشی مرا و فغان می‌کنی چرا؟
بر تیر غمزه‌ات، دل و جان هر دو راست میل
تیری دریغ از این دل و جان می‌کنی چرا؟
گر در خیال مرهم دل‌های خسته‌ای
پس تارِ طُرّه مشک‌فشان می‌کنی چرا؟
تا چند روی خویش نشان می‌دهی به خلق؟
راز مرا ز پرده روان می‌کنی چرا؟
دیدگاه ها (۱۱)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط