کوچ پرنده ها را دوست ندارم

کوچ پرنده ها را دوست ندارم
میدانم
پرنده ای که کوچ کند
دل کندن را بلد است

من" یاکریم های" پنج دری خانه ی مادر بزرگ را
به تمام پرستوهای مهاجر
ترجیح میدهم

یا این گنجشک های کوچک
که تمام زمستان را میلرزند
اما . . .
میمانند
تا من پشت پنجره ام تنها نباشم...
دیدگاه ها (۱)

همیشه فکر می‌کردم که بدترین چیز توی زندگی اینه که تنها باشی،...

می رویکه خوشبخت شوی و من حال کودکی را دارمکه نخ بادبادکش پار...

آهم را زندگی‌دردم را مرورفریادم را سکوت می‌کنم...

آدم‌ ها عاشقِ ما نمی ‌‌شوند،آدم ‌ها جذبِ ما می‌‌ شوند! در لح...

پارت ۳توی راه برگشت، وقتی گای از کاکاشی خداحافظی کرد، او نصف...

چپتر دوم

چی‌هیونگ آرام و با دست راستش ضربه نرمی به شانه مادرش زد سپس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط