دلتنگم...

دلتنگم...
دلتنگم...دلتنگ روزهای باهم بودنمان...دلتنگ تو...دلتنگ من...
دلتنگ لبخند هایمان...دلتنگ همه چیز هایی که از آن من و تو بود...
حیف که "بود..."...
دلتنگ صدایی هستم که هر بار مرا به نام صدا میزد...چشمهایی که هربار به من خیره میماند...
دلتنگ دست هایی هستم که نوازشگرم بود...و شانه هایی که تکیه گاه دلتنگیم...
دلتنگم...دلتنگ تو...
اما امروز نه دستی هست که نوازشم کند و نه شانه ای که تکیه گاهی باشد برای دلتنگیم...
امروز نه دستانت را دارم...نه نگاهت را...و نه شانه هایت را...
امروز عجیب دلتنگم و تو نیستی...
دلتنگم...
دلتنگ همۀ رویا هایی که تورا داشتم...دلتنگ تمام رویا هایی که تو مرا داشتی...
امروز تو دلتنگ کیستی؟ چشمانت به کدامین سوست؟؟
کدام دست،دستانت را میفشارد؟ کدام قلب خانه ی توست؟
امروز شانه هایت پناه کدامین دلِ تنگ است...؟؟
امروز هم کسی هست که به اندازه ی من برایت گریه کند؟...
*چه ساده ام...گمان میکنم به دورم میگردند،کسانی که دورم میزنند
دیدگاه ها (۱)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

صدای شلیک

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

سناریو: ماه سرخ

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط