عاشق اخمت شدم، باشد! ولے گاهے بخند

عاشق اخمت شدم، باشد! ولے گاهے بخند
مے شود چنگیزخان هم گهگدارے خانِ زند!

بودہ ام هرچند شیری، تا تو صیادم شدی...
مثل یڪ آهوے زخمے سادہ اـ؋ـتادم بـہ بند!

عشق تو در طالعم بودہ عزیز از ابتدا...
از همان روز تولد، از همان هـ؋ـتاد و چند

دست از جان شستـہ ام گاهے ولے با این همه...
نـہ نمیشد باز هم زیباے من دل از تو ڪَند!

بے حضورِ تو برایم ؋ـرق چندانے نداشت...
تلخے نسڪاـ؋ــہ ها، یا چاییِ هل دار و قند!!!

گرچـہ با تلخے تو جذابی، شڪر گاهے بریز
عاشق اخمت شدم، باشد! ولے گاهے بخند
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

عاشق اخمت شدم، باشد! ولی گاهی بخندمی شود چنگیزخان هم گهگداری...

مـــیـــم مـــثـــل مــــــــــادر

#دلنوشته همسر یک آتشنشان: شوهرم یه آتش نشان بودیادمه روز اول...

۱۳۹۵/۱۱/۰۴نامه همسریڪ آتش نشان:شوهرم یه آتش نشان بودیادمه رو...

قانون عشق p4۲

قسمت2 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

هانی‌بال پارت هفدهم

ازدواج اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط