چه دشوار است... 

چه دشوار است... 

تکیه بر شانه های مردی دهی که 

هوس بدست آوردنت را دارد ولی 

غیرت نگه داشتنت را نه..!!!   

خدایا بعضی وقتها پیش میاد از مرد بودن 

خودم خجالت میکشم..!!!
دیدگاه ها (۱)

داستان عاشقانه جدید

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

ابلیس

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط