❤️❤️❤️❤️❤️

❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️
❤️❤️
❤️

ازجمعه ها فقط دوسه خط درد مانده است
یک استکان و قهوه ی دلسرد مانده است

یک میز با دو صندلی خالی و کسل
یک کافه ی غریبه و بی مرد مانده است

بی عابر است جمعه خیابان زندگی
از یک سوار رفته فقط گرد مانده است

یک جاده بی ستاره وبی جان ؛ بدون ته
یک عابر شکسته و پردرد مانده است

از جمعه کوچه های پلاسیده و نمور
لبخند تلخ دخترکی زرد مانده است

از من که جان خسته ام آمیزه ی غم است
تنها همین ترانه ی ولگرد مانده است

هی شعر می نویسم و هی آه می کشم
در من غروب جمعه ی نامرد مانده
دیدگاه ها (۲)

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

ازجمعه ها فقط دوسه خط درد مانده استیک استکان و قهوه ی دلسرد...

ازجمعه ها فقط دو سه خط درد مانده استیک استکان و قهوه ی دلسرد...

هی درد مینویسـم و هی درد می کشمدارم تو را برای خودم مـــرد م...

من یک پنج شنبهدر دل آذردر میانه ی پاییزدر اوج تقویمجا مانده ...

خداوندا رسان از ما سلامش / به گوش ما رسان یارب کلامشبسوز سین...

فرناز جعفرزادگان

سلامسلام همیشگی من همیشه‌ی روزهای علاقه‌امسلام همیشه مهربان ...

امین کونانی شاعر کوهدشتی

به تو برای تو می نویسم پاییز برگ ریز . کدام را باور کنم عری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط