ستاره و ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۲

بچه ها وقتی حرفی رو تو ذهنشون میزنن [از اینا] نویسنده یا توضیحات( ) و وقتی آنیا و یا آیسا ذهن میخوانن✨️ میزارم

آنیا و بکی آیسا رو میز ناهار خوری بودن و داشتن میخوردن و حرف میزدن
آیسا اه با این شانس من باید با کسی برقصم که حتی اسمشم نمیدونم

بکی: آیسا انقد زود قصاوت نکن شاید فرد جالبی باشه
آنیا در حالی که دهنش پره : حق با بکیه
آیسا:الان که فکر میکنم حق باشماست اصلا موضوعی نیست که انقد بهش فکر کنم تا کمی پیش جوری بودم انگار میخوام باهاش ازدواج کنم *و بعد خندیدن

فلش به آخر زنگ
بچه ها بیرون بودن چون کلاس تموم شده بود بکی: آنیا میگن اتوبوس قراره خیلی دیر بیاد با من میاین؟*آیسا با بکی رفت که برسونتش خونه ولی آنیا از سر لجبازی منتظر موند
همه رفتن و رفتن که از آخر سر دامیان وآنیا موندن آنیا[اه منتفرم از این پسره ی عوضی آها ولی باید بخاطر نقشه ی بی ۰باهش دوست بشم فرصت خوبیه]
آنیا: هی پسر دوم دامیان:ها چته
(آنیا با همون لحن که میگه آنیا دلش شکسته که مامان نداره) میگه: میبینی که اتوبوس نیومده آنیا میتون چکار کنه میتونه بیاد خونه شما و باباشم بیاره (نویسنده:نانازی فکر کردی قبول میکنه؟)دامیان: هی چی میگی دختریه اسکل دیونه*آنیا گریش گرفت*دامیان🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅:آ..گر..گریه نکن [چیکار کنم چیکار کنم]اه بادوم زمینی این کجاست(رفت کیف آنیا رو باز کرد و بهش بادوم زمینی داد)همون موقع اتوبوس اومد و جیوزم اومد رفتن خونه(خوابگاه دامیان اون روز تمیز کاری بود برای همین رفت خونه)
بچه ها تو رمان من دمیتریوس مثل اسلاید دومه
دیدگاه ها (۲)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳تا آنیا رسید خونه آنیا و آیسا جریان رو ب...

۲ستاره و ۳ ماهپارت۴فلش به جشن آخر هفتهاول که آنیا و آیسا وار...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۱ روز عادی (روز اول مدرسه)لوید:آنیا بید...

بچه ها اسلاید دوم عکس شخصیت جدیده اگه شخصیتی هست که تو انیمه...

رمان حسم به تو....

حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط