بیهوده نقاش بوده ام این همه سال

بیهوده نقاش بوده ام این همه سال
به چشم هایت که می رسم ، قلم موها خیس می شوند
به لب هایت که می رسم دستم می لرزد
رنگ ها می گریزند و قاب های خالی ، تنها نبودن تو را به دیوار زندگی ام می کوبند

#
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی مرض عجیبیستآدم را آرام آرام ناآرام می کند 😔 💔

عشق یعنی🌺 🌸 تو آغوش شوی🤗 من لبخند☺ ️💋 ‌‎‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‎‌‌‌...

.بعضی از تنهایی ها درمان نداردپوک میکند...تکه هایی از وجودما...

هر که معشوق برانگیخت گوارایش باددل تنها به چه شوقی پی یلدا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط