خبر دارم که روزی از دل آیینه می آیی

خبر دارم که روزی از دل آیینه می آیی

نماز سبز تا برپا شود، آدینه می آیی

خبر دارم که دادِ ذوالفقارت با تو خواهد بود

طلوع صادق خورشیدوارت با تو خواهد بود

خبر دارم که بانگ کربلا تکرار می گردد

و ظهر تشنگان، از چشمه‌ات سرشار می گردد

خبر دارم که معبدها، همه گلپوش خواهد شد

حضورت را، درختان جهان آغوش خواهد شد

خبر دارم که بت‌های مُجسم، خوار میگردند

ستون کاخ‌ها، در ناگهان آوار میگردند

خبر دارم، زبانت،‌ داد را تفسیر خواهد کرد

عدالت را چو نور روز، عالمگیر خواهد کرد

خبر دارم که من هم می‌توانم با تو صحبت کرد

و از چشم تو بی‌ منت،‌ تمنای محبت کرد

خبر دارم که با دست عدالت، دست خواهی داد

«عدالت نامه» را با مُهر خود پیوست خواهی داد

جهان را صبر در دل، یک زمان لبریز خواهد شد

در آن روزی که می آیی تو، رستاخیز خواهد شد
دیدگاه ها (۱)

او که از چشمان خیسش، اشک جاری می کندخوب می داند که دل را اشک...

عیب از کجاست؟ غیبت او بی‌دلیل نیستچون ذاتاً آفتاب، به مردم ب...

سلام ای یادگار ال یاسین .سلام ای روح پیغمبر سلام ای جان بی ب...

غروب جمعه رسیده است و باز تنهاییغروب، این‌ همه غربت، چرا نمی...

کوتوله دوست داشتنی من پارت 9

دفترچه خاطرات ورونیکا_۱۴ژانویهایا بگویم دوستت دارمکاش جرئت گ...

پارت دهم:نوری در چشمان او(Rose)دستی به لباس سفید رنگ و بلندش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط