امروز اونقدر خوشحال بودم که همه ی ناراحتیام رو یادم رفت.

امروز اونقدر خوشحال بودم که همه ی ناراحتیام رو یادم رفت. امروز احساس میکردم پروانه ها توی شکمم پرواز میکنن و پرنده ها دورِ سرم میچرخن. احساس میکردم به اندازه ی کافی اوج گرفتم تا بتونم یه سال رو با خوشی بگذرونم. احساس کردم دیگه دلتنگ نیستم...
تونستم نفس بکشم. تونستم بخندم و از بودنِ اطرافیام کنارم راضی باشم. امروز حس کردم خیلی همه رو دوست دارم. احساس کردم هیچ انتظاری از کسی ندارم و بدی ها از من دورن. امروز احساس کردم توی امن ترین نقطه ی دنیا قرار گرفتم.
#تِدی
پ.ن: این روز رو براتون ارزو می کنم
#deep_feeling
دیدگاه ها (۲)

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 165♡⁠。⁠)⁩صبح نا...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

مافیای من

شاهکاری به نام دروغ

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط