همه برمیگردن از هرجا که باشند

همه برمیگردن از هرجا که باشند

شبها توی خونه هاشون

حتی اون کبوترا میان غروبها توی آشیونه هاشون

منم اون غریب وتنها که یک آشیون ندارم

یک ستاره ام به شبها توی آسمون ندارم

ای دریغا اشک سرد ، روزگارم
بیقرارم ، بیقرارم ، بیقرارم
چه کنه دلی که تنهاست توی ، شهر خود غریبه

دلی که از ، محبت توی دنیا ، بی نصیبه

منم اون غریب وتنها که یک آشیون ندارم

یک ستاره ام به شبها توی ،آسمون ندارم

ای دریغا اشک سرد ، روزگارم
بیقرارم ، بیقرارم ، بیقرارم
همه برمیگردن از هرجا ، که باشند

شبها ت، وی خونه ، هاشون

حتی اون کبوترا میان غروبها ، توی آشیو نهاشون

منم اون غریب وتنها که ، یک آشیو نه ندارم

یک ستاره ام ، به شبها توی آسمون ندارم

ای دریغا اشک سرد ، روزگارم
بیقرارم ، بیقرارم ، بیقرارم
منم اون غریب وتنها که ، یک آشیو نه ندارم

یک ستاره ام ، به شبها توی آسمون ندارم

ای دریغا اشک سرد ، روزگارم
بیقرارم ، بیقرارم ، بیقرارم
دیدگاه ها (۳)

هان روی بالکن ایستاده بود و شبنم روی نرده های فلزی سرد رو لم...

رومان عشق مافیا پارت 26 از زبان ا/تاز روی تخت بلند شدم اما ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط