خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــن

خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــن
پارت⁶
ات ـ...
تهیونگ ـ....
تق تفقققققق
ات ـ یا ابلمسلمین کیه؟
تهیونگ ـ دوستم
جونگکوک ـ تهیونگگگ ادمااا...
ات‌ویو
چی؟؟داداشم؟؟ اینجا چیکار میکنه؟
ات ـ جونگکوک؟
جونگکوک ـ ات؟
*همزمان گفتن*
تهیونگ ـ همو میشناسین؟
ات ـ داداشمه*اروم*
کوک ـ تو اینجایی چرا؟
ات ـ وایساااا...نکنه..توام خوناشامی؟
کوک ـ متاسفانه...
ات ـ... واو.... پس من میرم*تعجب زده*
کوک ـ خونه میبینمت
ات ـ بای..
از خونه زدم بیرون
ینی چیییی؟
چطوری داداشم خوناشامه؟؟
چجوری این دوستشه؟
نکنه به گفته ی اون پسره دورگه‌ام؟
الان چیکار کنم؟
بزار فعلا برم پیش هاری
¹⁸مین بعد
هاری ـ عررررررر اتتتتتت
ات ـ هارریییییییییی
*پریدن بغل هم😂❤️*
هاری ـ کدوم گوری بودی؟
ات ـ داشتم..داشتم دنبال انواع قارچا میگشتم
هاری ـ عهه خوبه...جیغغ کفشتتت خونیههه
ات ـ عواا خاکبسرم...بریم کفشمو بشورم
هاری ـ پاتم بشور
ات ـ عمر دیگه؟
هاری ـ پاهای منم بشور
ات ـ برو گمشوو...زورم میاد پاهای خودمو بشورم پاهای تورو بشورم؟
هاری ـ باید بشوری من کینگم کینگگگگگ!
ات ـ اره ارواح عمت
هاری ـ اوهوم ب ارواح عمم
ــــــــــــ
حیحوو
دیدگاه ها (۱۶)

پارت³¹(بچها گوه خوردم، همین یدونه فصل باشه خیرشو ببینین😂) ات...

فیک‌یونگیفصل۲P.۱۱ات ـ چرا؟مگه چیکا کردم؟ یونا ـ هقق نمیدوننم...

قلب شیشه ای پارت ③②کوک: ددیتتتتات: چــی میگی حالت خوبه نکنه ...

((م͒ع͒ج͒ز͒ه͒ ))𝕞𝕚𝕣𝕒𝕔𝕝𝕖: 𝕡𝕒𝕣𝕥: 1𝕞𝕚𝕟𝕛𝕚هی هی بیدار شو داره دیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط