چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خ

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد .

چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت :

به گردنت بزنم یا به لبت ؟

چوپان گفت : آیا سزای خوبی این است ؟

مار گفت : سزای خوبی بدی است …
و قرار شد تا از کسی سوال بکنند ، به روباهی رسیدند و از او پرسیدند .
روباه گفت :
من تا صورت واقعه را نبینم نمی توانم حکم کنم , برگشته و مار را درون بوته های آتش انداختند ، مار به استمداد برآمد و روباه گفت :
بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود …
نتيجه اخلاقى:
نه باید مثل چوپان خوبه خوب بود
نه مثل مار بده بد
باید مثل روباه بود
باید بدونی کی ارزش خوبی کردنو داره...
دیدگاه ها (۸)

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورج...

#حکایت چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و ...

چوپانی ماری را از ميان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورج...

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورج...

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورج...

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورج...

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورج...

.چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط