#سناریو
#سناریو
وقتی بازوشو گاز میگیریم
نامجون:
اول خشکش میزنه و با تعجب نگاهت میکنه. «...تو الان منو گاز گرفتی؟» بعد میخنده و با لحن آروم میگه: «حداقل قبلش هشدار بده!»
جین:
با نهایت درام: «آآآآ! بازوم! 😭» بعد چند ثانیه بهت خیره میشه و میگه: «خب... چرا؟ بازوی من انقدر خوشمزه بود؟»
یونگی: یه نگاه سرد و بیحالت تحویلت میده. «تموم کردی؟» 😐 ولی گوشه لبش معلومه که داره جلوی خندهشو میگیره.
هوپ:
«یااااا! 😭😂» سریع بازوشو میگیره و عقب میکشه. بعد خودش میزنه زیر خنده: «تو واقعاً غیرقابل پیشبینیای!»
جیمین:
با چشمهای گرد نگاهت میکنه: «آخ! 😳» بعد با خنده میگه: «چرا این کارو کردی؟» و احتمالاً برای تلافی نوک انگشتت رو آروم نیشگون میگیره.
تهیونگ:
چند لحظه کاملاً ساکت نگاهت میکنه، انگار داره پردازش میکنه. بعد با یه لبخند مرموز: «پس امروز تصمیم گرفتی وحشی بشی؟» 😂
جونگکوک:
اول شوکه میشه، بعد میخنده و بازوشو نگاه میکنه: «واقعاً گازم گرفتی؟!» و احتمالاً شروع میکنه به کلکل کردن: «حالا فرار کن ببینم!» 😭
وقتی بازوشو گاز میگیریم
نامجون:
اول خشکش میزنه و با تعجب نگاهت میکنه. «...تو الان منو گاز گرفتی؟» بعد میخنده و با لحن آروم میگه: «حداقل قبلش هشدار بده!»
جین:
با نهایت درام: «آآآآ! بازوم! 😭» بعد چند ثانیه بهت خیره میشه و میگه: «خب... چرا؟ بازوی من انقدر خوشمزه بود؟»
یونگی: یه نگاه سرد و بیحالت تحویلت میده. «تموم کردی؟» 😐 ولی گوشه لبش معلومه که داره جلوی خندهشو میگیره.
هوپ:
«یااااا! 😭😂» سریع بازوشو میگیره و عقب میکشه. بعد خودش میزنه زیر خنده: «تو واقعاً غیرقابل پیشبینیای!»
جیمین:
با چشمهای گرد نگاهت میکنه: «آخ! 😳» بعد با خنده میگه: «چرا این کارو کردی؟» و احتمالاً برای تلافی نوک انگشتت رو آروم نیشگون میگیره.
تهیونگ:
چند لحظه کاملاً ساکت نگاهت میکنه، انگار داره پردازش میکنه. بعد با یه لبخند مرموز: «پس امروز تصمیم گرفتی وحشی بشی؟» 😂
جونگکوک:
اول شوکه میشه، بعد میخنده و بازوشو نگاه میکنه: «واقعاً گازم گرفتی؟!» و احتمالاً شروع میکنه به کلکل کردن: «حالا فرار کن ببینم!» 😭
- ۳۳۸
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط