بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت نود دو🍷🗡


سرشو بالا گرفت

به صورتم نگاه کرد
+یعنی اگه منم کسی نبود که بگیرتم مثل اونا میشدم؟

تو دلم گفتم
میشکستم دست کسی رو که بخواد به قلب تو دست بزنه

ولی برای اینکه رامش کنم مجبور بودم به نقش بازی کردن ..

چشمامو باریک کردم
سرمو به نشونه ی اره تکون دادم!

سرشو رو قلبم گذاشت و سعی کرد خودشو قایم کنه
از این حرکت یهویش شوکه شدم

به سکسکه افتاده بود

لب زد
+من میترسم، تنهام نزار باشه؟

لبخند روی لب هام نشست ولی سعی کردم جدی باشم
_اذیتم میکنی! داشتم به این فکر میکردم بهتره ولت کنم

سرشو آورد بالا
با ترس نگاهم کرد که دلم لرزید و لعنت فرستادم بهش..
+دختر خوبی میشم!

خیره شدم تو چشماش
لباش میلرزید

الان بیشتر از هرزمان دیگه ای شبیه دختر‌کوچولویی شده بود که عروسکشو ازش گرفتن
_مطمئن باشم

سرشو به نشونه ی اره تکون داد
_یه شرط داره!
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت ۱تهیونگ سرش رو به نشونه تأیید تکون داد. «آره. چون...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط