عشقمافیایمن پارت

#عشق_مافیای_من پارت۱۸
فئودور پشت سرم وایساده بود
فئودور: به به خانم ناکاهارا رییس مافیا و آیدل جهانی
☆چی میخوای فئودور
فئودور: یه مامعله ی کوچیک تو که قدرتات زیاده یکیشو بدی به من یا همین جا کارتو تموم کنم
☆هه زهی خیال باطل
و جنگ بین این دو شروع میشه ولی
☆حرف آخری داری داستایوفسکی
فئودور مرد ولی وقتی چوکی به خودش امد دید چاقویی آغشته به سم خالص بهش خورده*
☆لعنتـ..ـ.... بهت... افتاد*
ویو دازای:
دیدم چوکی خیلی دیر کرده رفتم دنبالش دیدم چاقو خورده اونور تر هم چ چی.... فئودور مرده؟ عجب فعلا چ+وکی مهم تره
چوکی رو بر میداره و میرن بیمارستان*
دکتر: سم رو از بدنشون خارج کردیم و جای چاقو رو بخیه زدیم لطفا بیشتر مراقب باشید
فردا صبح*
ویو چوکی:
خیلی حوصلم سر رفته میخوام برم یکم کارای بندر رو انجام بدم
اماده شد و رفت مقر مافیا و ۲۴ساعت کارا رو انجام داد*
خماریییی برای پارت بعد۵ لایک
دیدگاه ها (۱)

اینم فیگورای بنده🙇🏻‍♀️💘

#عشق_مافیای_من پارت۱۹ویو چوکی: خیلی خستم سرمو گذاشتم روی میز...

روبی💘💁🏻‍♀️ اصکی: ترخداااا اجازه بگیرررر💢👍🏻

روبی💘💁🏻‍♀️ اصکی: ترخداااا اجازه بگیرررر💢👍🏻

#عشق_مافیای_من پارت۲۱☆دازای لطفا به خودت بیا صدامو میشنوی؟ و...

#عشق_مافیای_من پارت۱۷دازای: چوکی بسه دیگه لباست کثیف میشه ☆م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط