درنگ...!

درنگ...!
عجب دنیای عجیبیست...!
رفتن و ماندن من...!
به یک نقطه بند بود...!
زمانی که گفتی”برو”...!
چقدر عاشقانه می شد...!
اگر نقطه اش بالا بود...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

گاهی فاصله است بین ما و آنکه دوستش داریم، گاهی آنچنان یاد او...

سایه و استخوان

عاشقانه های شبنم

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

۸۵ تن بمب سنگرشکن برای شهادت تو استفاده کردندچون تو «کوه» بو...

سرنوشت(ویو رایا)با شنیدن حرف اون مرد، بدنم یخ کرد.من... نقطه...

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

۸۵ تن بمب سنگرشکن برای شهادت تو استفاده کردند چون تو «کوه» ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط