چند پارتی درخواستیـ

چند پارتی درخواستیـ
ــــــــــــ🔪💔ـــــــــــــ
وقتی ناخواسته بهت خیانت می‌کنه
ــــــــــــ🔪💔ـــــــــــــ
پارتـ¹
ویو ا/ت:
چند روزیه تهیونگ باهام سرد شده.
دیگه مثل قبلاً باهام شوخی نمیکنه...
دیگه مثل قبل با دیدنم لبخند نمیزنه...
و دیشب متوجه مسیج های پاک شده اش شدم.

ی حس بدی بهم دست داده نمیدونم چرا...!

ویو تهیونگ سه روز قبل:
امروز با ا/ت به خرید رفتیم؛ا/ت داشت لباس پرو میکرد منم سرم تو گوشی بود و به رگال ها تکیه داده بودم.
متوجه نوتیفی از اکانتی ناشناس شدم.
نوتیف رو باز کردم:
«اگه میخوای ا/ت زنده بمونه؛ده شب رو پل معروف شهر کارت دارم.تنها!»

اول فکر کردم ی اسکلیخ که میخواد ایسگام کنه.
ولی اسم ا/ت...
اون باعث شد کمی نگران شم...

ده شب سئول:
روی پل مردی با ماسک بود به سمتش رفتم.

ــ تو کی هستی؟«سرد»

& سلامت کو آقای کیم«نیشخند»

ــ خب چیکارم داشتی؟«پوکر»

چند لحظه سکوت کرد...

& باید به ا/ت خیانت کنی!

ــ پوففف اگه نکنم؟«خنده»

& می‌کشمش

یهو جدی شدم

ــ خب به چی می‌رسی اگه بهش خیانت کنم«ترس،جدی»

& دیگه فضول نشو؛و اینکه آیدی دختری که باید باهاش به ا/ت خیانت کنی رو میفرستم

و رفت

نمی‌خواستم این کارو کنم ولی اون کاملا جدی بود.

پس تصمیم گرفتم با جون ا/ت بازی نکنم...

ادامه دارد...

اینم جدید چطورههه؟
منظورم کاورشه

شرطا؟
۱۵ لایک
دیدگاه ها (۳)

پارت. 33

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

Afterglow

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط