اقرا بسمِ عاشقی کز عشق تو فرهاد شد

اقرا بسمِ عاشقی کز عشق تو فرهاد شد
آن اسیری که به دام بوسه ات آزاد شد

آنکه در سودای لبهای تو ایمانش برفت
آیه ها، با شعر هایش مملو از ایراد شد

" لا لبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات"
اینچنین آیات حق در معرض اضداد شد

غنچهء لب های تو بسته است دست و پای دل
آن لب لعلِ تو کار آمد تر از صیّاد شد

خط لب های تو خطِ قرمزِ حَیّ و ممات
خود نگر بُرّنده تر از تیغ صد جلّاد شد

اقرأ ای لیلا ترینم اقرأ با صوت جلی
این سکوت لعنتی در سینه‌ام فریاد شد

لب بنه بر گونه ام یا لب بزن بر این لبم
با همان لبها که ایمانم ز آن بر باد شد

اقرأ اشعار مرا با لحن زیبایت نفس
این دلم بر جنبش لبهای تو معتاد شد

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

بشکست اگر دل من به نیاز و آرزویی "سر خم مِی سلامت شکند اگر ص...

ساده می‌بینم تو را هر شب به رویایی که نیستمی‌زنم دیوانه‌وار ...

دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کرده دلم بوسه، لب یاران، د...

ای طبیعت من، بنشین که سال‌هاستگره زده‌ام این بخت را به سبزه ...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

مرد سایه ها 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط