بریم ؟؟

بریم ؟؟
لتس گو

رمان :
«عموی ناتنی من»
(تابع قوانین ویسگون)

Part:2

ویو«ا/ت»
پاشدم اول رفتم دشویی کارهای که به شما مربوط نیست رو انجام دادم ، از دشویی اومدم بیرون رفتم که دست و صورتمو بشورم ، تو آینه خودمو نگاه کردم یا خداااااااا جننننننن جیغ کشیدم بعد دیدم که خودمم اونی که تو آینه ست خخخخ ، بمولا که ریدم به خودم این چه قیافه یی زیر چشمام پف کرده بود موهام بهم ریخته بود بمولا که قلبم اومد تو شورتم ؟؟ هرکس منو ببینه پشیمون میشه با من ازدواج کنه ؟؟ اصلا وایستا ببینم از خداشم باشه دخملی به خوشگلی و شیطونی
دست و صورتمو شستم ،موهامو شونه کردم خرگوشی از بالا بستم ، یه ست (یه تیشرت و شلوارک )خرگوشی به رنگ صورتی پوشیدم ، یه آرایش لایت کردم ، خیلی کیوت و خوشگل شده بودم دمپایی خرگوشی صورتی نانازم رو پوشیدم و رفتم پایین که.....

برای امروز کافیه بیب ها 🎀
امیدوارم خوشتون اومده باشه🧸

ادامه دارد ....؟
دیدگاه ها (۵)

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

رومان عشق پنهانی (پارت1)

دوست دختر کوچولوی من

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط