p1

p1


هم کلاسه ها

شخصیت ها = ا. ت. جونگ کوک. تیانگ. جنی



ا.ت به کلاس تازه امده بود و فقط در کلاس دو تا دختر بود.
نمی تونست دوست پیدا کنه.
یک خواهری داشت که به نامه جنی
در زنگ تفریح ها با اون بود
بعد یک روز
یک نفر به کلاس امد که به نام جونگ کوک
همه سلام داد و بعد امد کنار من نشست
به من سلام داد و من هم سلام او را دادم.
معلم: کلاس تموم شد
من و ابجیم رفتیم خونه
در راه خونه بودم که ابجیم یک دوستش رو دید و به من گفت یه لحظه صبر کن برم میام منم صبر کردم.
یک ماشین امد دو منو به زور سوار ماشین کردن و منو بیهوش کردن و به به یک هتل بردن
وقتی صبح بیدار شدیم.....
دیدگاه ها (۳)

p2من و کوک لخت بودیم ا.ت: ایجا کجاست من کجا امدم این کیه؟ ...

p3و رفت پایین وقتی رفت پایین مادر بزرگ: سلام عروس خانوم تو ...

پارت (اخر) ( با ناراحتی گفت) پدرش وقتی که از اتاق به بیرون ا...

بعد حال مادرش خیلی بد شد و بستریش کردن. چابی ( پدر) گفت بخو...

امروز تو دانشگاه همه به من نگاه می کردن که کوک از در کلاس او...

پرنسس من ۲۵

دست گرمپارت 2و بعد لب ا. ت رو بوسیدا. ت مقاومت می‌کرد ولی کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط