دلتنگ یک رفیق
دلتنگ یک رفیق
پارت ۲۵
مدی : ولی من میگم باید از خونه بره بیرون !(داد)
تام : و من نمیخوام !(داد)
)سکوت کامل تو خونه شکل میگیره )
شدو : (چشماشو آروم باز میکنه ) همهی... حرفاتون رو شنیدم ...
)همه بهش نگاه میکنن )
تام : م_ما .... (زبونش بند میاد )
تیلز :متاسفم .....
شدو : فکر کنم مزاحمتون شدم .... من گفتم که لایق همچین خانواده ای ن_نیستم ... فقط براتون دردسر درست میکنم .....
_شدو ببین .....
شدو : بهتره برم ...
سونیک : نه !
شدو : * تلپورت میکنه بیرون *
پارت ۲۵
مدی : ولی من میگم باید از خونه بره بیرون !(داد)
تام : و من نمیخوام !(داد)
)سکوت کامل تو خونه شکل میگیره )
شدو : (چشماشو آروم باز میکنه ) همهی... حرفاتون رو شنیدم ...
)همه بهش نگاه میکنن )
تام : م_ما .... (زبونش بند میاد )
تیلز :متاسفم .....
شدو : فکر کنم مزاحمتون شدم .... من گفتم که لایق همچین خانواده ای ن_نیستم ... فقط براتون دردسر درست میکنم .....
_شدو ببین .....
شدو : بهتره برم ...
سونیک : نه !
شدو : * تلپورت میکنه بیرون *
- ۱۰۲
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط