کودک که بودم

⭐ ️

کودک که بودم؛

گمان میکردم
سردتر از بستنی
چیزی وجود ندارد..
حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم
مارا ترک میکنند..!

#فاضل‌نظری
دیدگاه ها (۶)

دلم تنگ شده برای یک حادثه حادثه ای شبیه کوبیدن باران به پنجر...

همیشه سعی کن خودت باشی، درسته ادما به ظاهر و رنگ لعاب اهمیت ...

میخواهم شعر سهراب را به هم بریزم "چشم ها را باید شست"فقط تو ...

ای کاش به جای خوب نشان دادن خودمان به دیگران کمی خوب بودیمای...

کامنت تهیونگ تو فن‌کافه💜دارم خواب میبینم؟ یه نوتیفیکیشن چطور...

فیک پارت ۲🎀✨و نامرعی شدم بهتر بگم الان من مثل یک روح هستم هم...

"راز"طلسم هانول به تنهایی کافی نبود.پس مجبور شدم برای کیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط