سناریو دو پارتی ریندو

سناریو دو پارتی ریندو
پارت یک


ساعت ۱۲ شب :

ویو ا.ت

داشتم کتاب می‌خوندم تا رین بیا خونه
یه دفعه نگاهم به ساعت اوفتاد
ا.ت:ساعت ۱۲ چرا رین نمیاد نکنه چیزیش شده
بعد حدود چهل و پنج دقیقه:
زنگ در خورد رفتم درو واز کردم
کوکو بود و رین هم اونجا بود
ریندو گیج میزد و حسابی مست کرده بود
ریندو خودشو میندازه تو بغل ا.ت
ا.ت:کوکو پد سگ خودت مست نکردی ریندو بدبختو مست کردی بی...
کوکو:به من چه کار رانه اونو فوش بده مجبور کرد رین پا به پاش بخوره
نندا...
کوکو داشت حرف میزد که ا.ت پرید سر حرفش
ا.ت:خیل خوب باشه بعدا جرش میدم
بی حال و پکر
ا.ت همون لحظه درو روی کوکو بست و کمک کرد ریندو روی مبل دراز بکشه
نتونست ببرتش توی ا‌وتاق
ا.ت سعی کرد بطری ویسکی رو از دست ریندو جدا کنه و گذاشتش بغل مبل
ا.ت رفت تو آشپزخونه خونه و یکم چای سبز واسه ریندو آورد و به ریندو داد و خورد
ا.ت رفت لیوانو بزاره تو آشپز خونه
ا.ت داشت رانو فوش میداد تو راه
ا‌ت داشت میومد پیش ریندو که دید داره بطری رو سر می‌کشه
و تمومش کرد و ولش کرد و قل خورد اون ور
ا.ت:رین داری چی کار می‌کنی ا...
ا.ت اومد حرفی بزنه که ریندو خیلی سریع ا.ت رو روی مبل خوابوند و روش خیمه زد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت بعدی هنتایهههه
دیدگاه ها (۵)

به سنت نگاه من داداش هنتایع

پارت سوم سانزو و ا.ت خونه بودن که ران و ریندو میان تو ران: س...

ببینید من بهتون گفتم قراره یه پارت طولانی با ران بنویسم و ای...

وانشات ریندو ( بشه خودمه🔪)یه توضیح کوچیک بدم ا/ت و ریندو توی...

سناریو از سایه تا نور پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط