همسر محترمه شهيد سيد حسين دولتي : سر سفره عقد نشسته بودیم

همسر محترمه شهيد سيد حسين دولتي : سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بلند شد. حسین برخاست، وضو گرفت و به نماز ایستاد، پدرم کنارم ایستاد و گفت: این مرد برای تو شوهر نمی شود. متعجب و نگران پرسیدم: چرا؟ گفت: کسی که این قدر به نماز و مسائل عبادی اش مقید باشد جایش توی این دنیا نیست.
دیدگاه ها (۱)

بخونین قشنگه....بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!بزرگ...

ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ کسی رو ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎ...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺯﺵ ﺧﯿﻠﯽﺧﻮﺷﻢ ﺍﻣﺪ ﺑﺎ ﺍ...

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بل...

خاطره اي از شهيد حسين دولتي: سر سفره عقد نشسته بوديم ، عاقد ...

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بل...

#شهدا🌷سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای ا...

سر سفره عقد نشسته بوديم عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بلند...

توجه و اهتمام به نماز اول وقت سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد ...

سرسفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند صدای اذان بلند...

سر سفره عقد نشسته بودیم،💍 😇 عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان...

آخوندی که بدون وضو نمازمیخواندومردم هم به او اقتدامیکردنددکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط