KIM V
Part 59
کیم وی
ا.ت: یس بزن قدش تهیونگ
تهیونگ منو گرفت تو آغوشش نشوند تا
بیشتر از اون بپر بپر نکنم ناموسش دیده شه
آقای لی: مبارک باشه جفت جدید داریم؟
جیهوپ: نه این برا بازی بود هر چند من واقعا علاقه دارم به یونا شی
يونا: منم بهت علاقه دارم
دست تهیونگ رو از ذوق فشار دادم
ا.ت: به عنوان لونا رسالتم به خوبی انجام دادم
تهیونگ: ا.ت میگفت شما بهم علاقه دارید فقط روتون نمیشه بهم بگید
برای همین این جرعت گفتم همش نقشه های
این وروجک
ا.ت: عزیزم لونا بگو دهنت عادت کنه
تهیونگ: چشم لونا کوچولوی من
يونا: ممنون لونا بانی که بهمون جرعت دادید
ا.ت: خواهش میکنم وظیفه است
شین هه: خب حالا انقدر قیافه نگیر
ا.ت: این باد غرور کار درستیم به تو هم ربطی نداره جوجه زرد عقدی
تهیونگ: دیگه بسه جمع کنید جفت جدیدم خلوت میخوان با هم دیگه بیشتر صحبت کنند
جین: آره من و نینی هم خیلی خسته ایم خیلی خوش گذشت تبریک میگم یونا جان جيهوب من تضمین میکنم به پای هم پیر بشید
همه خداحافظی کردند من رفتم یونا رو بغل کردم در گوشش گفتم
ا.ت: کاندوم وسایل ضروری تو همونی که گفتم خونه بازش کن
اگر کارتون رسید به سسک توله پس ننداز زود
یونا از پر رویی من خنده ای کرد و گفت
تا کجا فکر کردی بهش می خوای از عملیات هم فیلم بگیریم
ا.ت: عالی میشه ببینم چند راند جون دارید
يونا : خیلی منحرفی بعد دوباره خندید
تهیونگ هم کلی تبریک گفت اومد
در عمارت طبقه هفتم بست من جلوتر داشتم به سمت آسانسور با قر فراوان در کمر میرفتم
اصلا انقدر برای یونهوپ خوشحال بودم تو کونم عروسی بود
تهیونگ: کم این قشنگا رو تکون بده آب میشه
ا.ت:هیچیش نمیشه هرچی چربی ذخیره میکنم میره تو باسنم
تهیونگ: الهه ماه مرسی واقعا از این همه نعمات
ات:چیه خوشت اومده
تهیونگ: چه جورم مگه میشه تو رو دوست نداشت
امشب که خیلی سسکی و خواستنی شدی
ا.ت: نگو که دوباره راست کردی
تهیونگ: تا الان تو ذهنم برات کلی نقشه کشیدم دارلینگ
ا.ت: يا الهه ماه اندفعه دیگه واقعا جرررر میخورم اومدم فرار کنم که انداخت منو رو شونش
با جیغ و خنده دست و پا میزدم منو بذاره پایین به جای آسانسور به سمت پله ها رفت
تهیونگ: کم دست و پا بزن پنبه اون موقع که این لباسها رو می پوشیدی باید فکر الان هم میکردی
ا.ت: خب بده خوشگل میکنم نگاهت فقط رو من باشه؟
تهیونگ: تو هر جور باشی خوشگل و خیره کننده ای توله در ضمن نگاه من فقط روی تو ماه قشنگم
ا.ت: تهیونگ الان حالم بد میشه خیلی خوردم
ا.ت رو به صورت براید استایل گرفتم ، دستاشو انداخت دورگردنم با چشمای تیله ای عسلیش خیره شد بهم ، اولین بار اعتراف میکنم اما عاشق نوع نگاهش به خودمم جوری که میتونم از نگاهش بخونم با تمام وجود منو دوست داره و این بهم قدرت میده که زنم به شوهرش افتخار میکنه
تهیونگ: توله اونطور نگام نکن میخورمتا .
به طبقه خودمون رسیده بودیم نفسمو تو گردنش خالی کردم و گوششو به دندون گرفتم مک عمیقی زدم بوسه ای رو سیبک گلوش گذاشتم و گفتم
ا.ت: خب بخور
همین باعث شد دیگه به جای عقل،
تهیونگ با دیکش تصمیم بگیره وارد خونه نشده مثل گشنه ها افتاد به جون لبام جوری میبوسیدم که حس میکردم الان لبام کنده میشه وارد خونه شدیم و محکم به در بسته منو چسبوند
❌️ادامش پارت بعد توی کامنتا❌️
کیم وی
ا.ت: یس بزن قدش تهیونگ
تهیونگ منو گرفت تو آغوشش نشوند تا
بیشتر از اون بپر بپر نکنم ناموسش دیده شه
آقای لی: مبارک باشه جفت جدید داریم؟
جیهوپ: نه این برا بازی بود هر چند من واقعا علاقه دارم به یونا شی
يونا: منم بهت علاقه دارم
دست تهیونگ رو از ذوق فشار دادم
ا.ت: به عنوان لونا رسالتم به خوبی انجام دادم
تهیونگ: ا.ت میگفت شما بهم علاقه دارید فقط روتون نمیشه بهم بگید
برای همین این جرعت گفتم همش نقشه های
این وروجک
ا.ت: عزیزم لونا بگو دهنت عادت کنه
تهیونگ: چشم لونا کوچولوی من
يونا: ممنون لونا بانی که بهمون جرعت دادید
ا.ت: خواهش میکنم وظیفه است
شین هه: خب حالا انقدر قیافه نگیر
ا.ت: این باد غرور کار درستیم به تو هم ربطی نداره جوجه زرد عقدی
تهیونگ: دیگه بسه جمع کنید جفت جدیدم خلوت میخوان با هم دیگه بیشتر صحبت کنند
جین: آره من و نینی هم خیلی خسته ایم خیلی خوش گذشت تبریک میگم یونا جان جيهوب من تضمین میکنم به پای هم پیر بشید
همه خداحافظی کردند من رفتم یونا رو بغل کردم در گوشش گفتم
ا.ت: کاندوم وسایل ضروری تو همونی که گفتم خونه بازش کن
اگر کارتون رسید به سسک توله پس ننداز زود
یونا از پر رویی من خنده ای کرد و گفت
تا کجا فکر کردی بهش می خوای از عملیات هم فیلم بگیریم
ا.ت: عالی میشه ببینم چند راند جون دارید
يونا : خیلی منحرفی بعد دوباره خندید
تهیونگ هم کلی تبریک گفت اومد
در عمارت طبقه هفتم بست من جلوتر داشتم به سمت آسانسور با قر فراوان در کمر میرفتم
اصلا انقدر برای یونهوپ خوشحال بودم تو کونم عروسی بود
تهیونگ: کم این قشنگا رو تکون بده آب میشه
ا.ت:هیچیش نمیشه هرچی چربی ذخیره میکنم میره تو باسنم
تهیونگ: الهه ماه مرسی واقعا از این همه نعمات
ات:چیه خوشت اومده
تهیونگ: چه جورم مگه میشه تو رو دوست نداشت
امشب که خیلی سسکی و خواستنی شدی
ا.ت: نگو که دوباره راست کردی
تهیونگ: تا الان تو ذهنم برات کلی نقشه کشیدم دارلینگ
ا.ت: يا الهه ماه اندفعه دیگه واقعا جرررر میخورم اومدم فرار کنم که انداخت منو رو شونش
با جیغ و خنده دست و پا میزدم منو بذاره پایین به جای آسانسور به سمت پله ها رفت
تهیونگ: کم دست و پا بزن پنبه اون موقع که این لباسها رو می پوشیدی باید فکر الان هم میکردی
ا.ت: خب بده خوشگل میکنم نگاهت فقط رو من باشه؟
تهیونگ: تو هر جور باشی خوشگل و خیره کننده ای توله در ضمن نگاه من فقط روی تو ماه قشنگم
ا.ت: تهیونگ الان حالم بد میشه خیلی خوردم
ا.ت رو به صورت براید استایل گرفتم ، دستاشو انداخت دورگردنم با چشمای تیله ای عسلیش خیره شد بهم ، اولین بار اعتراف میکنم اما عاشق نوع نگاهش به خودمم جوری که میتونم از نگاهش بخونم با تمام وجود منو دوست داره و این بهم قدرت میده که زنم به شوهرش افتخار میکنه
تهیونگ: توله اونطور نگام نکن میخورمتا .
به طبقه خودمون رسیده بودیم نفسمو تو گردنش خالی کردم و گوششو به دندون گرفتم مک عمیقی زدم بوسه ای رو سیبک گلوش گذاشتم و گفتم
ا.ت: خب بخور
همین باعث شد دیگه به جای عقل،
تهیونگ با دیکش تصمیم بگیره وارد خونه نشده مثل گشنه ها افتاد به جون لبام جوری میبوسیدم که حس میکردم الان لبام کنده میشه وارد خونه شدیم و محکم به در بسته منو چسبوند
❌️ادامش پارت بعد توی کامنتا❌️
- ۱.۵k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط