مرا حبس کن در آغوشت

مرا حبس کن در آغوشت


من, برای حصار بازوان تو


مجرم ترین


زندانی ام ...!!
دیدگاه ها (۲)

گاه تنها میشوم تنهاتر از همه٬ گوشه ای مینشینم و حسرت ها را ...

دور نرو بیا کنار دلم من غیر از اینها که مینویسم! نوا...

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده .. امــروز بـویــی...

آدمــــــا گاهی لازمه چند وقــت کرکره شونو بکشن پاییـــن یه ...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

بِاللَّه که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شودآوارگیِ و کوه و بیابانم ...

تنگنای‌ِآغوشتدوست‌داشتنی‌‌تَرینقَفس‌است‌برای‌ِنفس‌هایم‌‌‌‌‌‌...

” آغوشت ”میتواند قشنگَترینسرخط خبرها باشد......وقتے ” تو ” م...

وقتی هیچ‌کسی توی دنیای زنده وجود نداشته باشه که تو رو به یاد...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

خدایا من گُم شدم ، تو مرا پیدا کن...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط