ی
ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟓
ات ویو:
هعبب حوصلم سر رفتت
◇سلاممممممممم
همه بر میگردن سمتش
+وای این کیه چقدر انرژی داره(باخودش)
◇سلام ویولت سلام رابرت سلام مایکل وایییییی سلامممممم ویلیاممم جونم
^سلامم کوچولوم
و همدیگرو بغل میکنن
با تعجب بهشون خیره شدم
صدای خنده ساشا میپیچه
^چیشده؟
×قیافه این بچه رو نگاه کنید(به ا.ت اشاره میکنه)
همه بر میگردن و با قیافه علامت تعجی ا.ت رو به رو میشن و خندشون میگیره
+آمممم
◇اوا تو کی اییییی
+من کایلام
◇عاااا دختر خانواده پارکیییی خیلی دوس داشتم ببینمتتتتت
+بله مرسی
◇آمممم من رزی.....
^عزیزم اسم اصلی تو نباید بگیا
◇وای حواسم نبودددد ببخشید من کلارا امم
+خوشبختم(با لبخند)
◇همچنین وای دختررر چشماشووووووووو لنزه دیگه؟
+نه چشمای خودمه
×واقعا؟؟؟؟
^من فک کردم لنزه
◇پشماممم
+(خنده)نه چشمای خودمو .... به مادرم رفته(کمی غمگین)
◇خیلی خوشگلییییی
+مرسیییی تو هم خوشگلییییی
◇بیا با هم دوست بشیممممم
+باشهههههه(خنده)
بقیه هم از دیونه بازیای اینا خندشون میگیره
مهمونی میگذره و وقت رقص تانگو میرسه(حیحیحی)
ساشا و سوکجین که مدت هاست همو دوست دادن با هم میرن تهیونگ و رزیتا هم باهم میرن
میمونن جونگ کوک لیزا که قیافه گرفته و ا.ت
ویو جونگ کوک
اوه اوه فک کنم نمیدوست تو اون لیوان چیه الان مسته برم بهش پیشنهاد رقص بدم؟ فکر خوبیه ها اره همین کارو میکنم پا میشه و به سمتش میره
ویو ا.ت
داشتم از تشنگی میمردم خدمتکاری که داشت رد میشد یه سینی دستش بود از روش یکیشو ورداشتم و سرکشیدم که گلوم سوخت لعنتی این الک.ل داشت
وای مست میشم کم کم خس کردم دارم گیج میشم مث اینکه خیلی قوی بود دیدم جونگ کوک داره به سمتم میاد سعی کردم خودمو یجور نشون بدم نفهمه
راوی
جونگ کوک سمت ا.ت میره و از اونجایی که لیزا هم بغلش نشسته فک میکنه جونگ کوک داره میره پیش اون
جونگ کوک جلوی ا.ت و لیزا وایمیسته و میپرسه
-افتخار رقص با شما رو دارم(عررررر)
لیزا بلند میشه
~بله حتماااااااااا
-مگه من با تو بودم؟
~چی
جونگ کوک دستشو به طرف ا.ت دراز میکنه و دوباره میگه
-این افتخار رو دارم؟
+ها؟..امم بله حتما
با هم میرن وسط ولیزا از حرص میمیره و رقص شروع میشه
ا.ت زیر لب
+رابرت من بلد نیستم
-چیز خاصی نداره دستاتو بزار رو شونه من و با من حرکت کن
ا.ت دستاشو میزاره رو شونه جونگ کوک و جونگ کوک کمر ا.ت رو میگیره و شروع میکنن آروم آروم بدنشونو تکون دادن ا.ت هر لحظه مس.ت تر میشه
-میدونستی اونی که خوردی چی بود؟
+ها.نهه(گیج)
-اومم چیز خوبی نبود داری کم کم مست میشی
+این چیز خوبی نیست؟(گیج)
-چرا خوبه
یکم دیگه میرقصن تائیر اون نوشیدنی به طور کامل روی ا.ته و مسته مسته
-خانوم کوچولو؟
+هومم؟(مس.ت)
-با من میای یه جایی؟
+اوهوم(مس.ت)
جونگ کوک دست ا.ت رو میگیره و.....
ادامه دارد....
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟓
ات ویو:
هعبب حوصلم سر رفتت
◇سلاممممممممم
همه بر میگردن سمتش
+وای این کیه چقدر انرژی داره(باخودش)
◇سلام ویولت سلام رابرت سلام مایکل وایییییی سلامممممم ویلیاممم جونم
^سلامم کوچولوم
و همدیگرو بغل میکنن
با تعجب بهشون خیره شدم
صدای خنده ساشا میپیچه
^چیشده؟
×قیافه این بچه رو نگاه کنید(به ا.ت اشاره میکنه)
همه بر میگردن و با قیافه علامت تعجی ا.ت رو به رو میشن و خندشون میگیره
+آمممم
◇اوا تو کی اییییی
+من کایلام
◇عاااا دختر خانواده پارکیییی خیلی دوس داشتم ببینمتتتتت
+بله مرسی
◇آمممم من رزی.....
^عزیزم اسم اصلی تو نباید بگیا
◇وای حواسم نبودددد ببخشید من کلارا امم
+خوشبختم(با لبخند)
◇همچنین وای دختررر چشماشووووووووو لنزه دیگه؟
+نه چشمای خودمه
×واقعا؟؟؟؟
^من فک کردم لنزه
◇پشماممم
+(خنده)نه چشمای خودمو .... به مادرم رفته(کمی غمگین)
◇خیلی خوشگلییییی
+مرسیییی تو هم خوشگلییییی
◇بیا با هم دوست بشیممممم
+باشهههههه(خنده)
بقیه هم از دیونه بازیای اینا خندشون میگیره
مهمونی میگذره و وقت رقص تانگو میرسه(حیحیحی)
ساشا و سوکجین که مدت هاست همو دوست دادن با هم میرن تهیونگ و رزیتا هم باهم میرن
میمونن جونگ کوک لیزا که قیافه گرفته و ا.ت
ویو جونگ کوک
اوه اوه فک کنم نمیدوست تو اون لیوان چیه الان مسته برم بهش پیشنهاد رقص بدم؟ فکر خوبیه ها اره همین کارو میکنم پا میشه و به سمتش میره
ویو ا.ت
داشتم از تشنگی میمردم خدمتکاری که داشت رد میشد یه سینی دستش بود از روش یکیشو ورداشتم و سرکشیدم که گلوم سوخت لعنتی این الک.ل داشت
وای مست میشم کم کم خس کردم دارم گیج میشم مث اینکه خیلی قوی بود دیدم جونگ کوک داره به سمتم میاد سعی کردم خودمو یجور نشون بدم نفهمه
راوی
جونگ کوک سمت ا.ت میره و از اونجایی که لیزا هم بغلش نشسته فک میکنه جونگ کوک داره میره پیش اون
جونگ کوک جلوی ا.ت و لیزا وایمیسته و میپرسه
-افتخار رقص با شما رو دارم(عررررر)
لیزا بلند میشه
~بله حتماااااااااا
-مگه من با تو بودم؟
~چی
جونگ کوک دستشو به طرف ا.ت دراز میکنه و دوباره میگه
-این افتخار رو دارم؟
+ها؟..امم بله حتما
با هم میرن وسط ولیزا از حرص میمیره و رقص شروع میشه
ا.ت زیر لب
+رابرت من بلد نیستم
-چیز خاصی نداره دستاتو بزار رو شونه من و با من حرکت کن
ا.ت دستاشو میزاره رو شونه جونگ کوک و جونگ کوک کمر ا.ت رو میگیره و شروع میکنن آروم آروم بدنشونو تکون دادن ا.ت هر لحظه مس.ت تر میشه
-میدونستی اونی که خوردی چی بود؟
+ها.نهه(گیج)
-اومم چیز خوبی نبود داری کم کم مست میشی
+این چیز خوبی نیست؟(گیج)
-چرا خوبه
یکم دیگه میرقصن تائیر اون نوشیدنی به طور کامل روی ا.ته و مسته مسته
-خانوم کوچولو؟
+هومم؟(مس.ت)
-با من میای یه جایی؟
+اوهوم(مس.ت)
جونگ کوک دست ا.ت رو میگیره و.....
ادامه دارد....
- ۱۴.۹k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط