آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن;

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن;

نه دستی از برون که همتی از درون لازم است...

حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم

فردا برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام!!!
دیدگاه ها (۱)

آخ روزگـــــــــار...آنقدر زیـر آوارمصیبتهــــایتلهــــــم ک...

میدانی جانمـــ !!!!نه که نتونه از پس زندگیش بر بیاد ،نه که ن...

حتی اگر دستت ازمن کوتاه باشدبازهم موهایم را برایت بلند نگه م...

انسان ممکن استبایک نفربیست سال زندگی کندو آن شخصبرایش یک غری...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط